دوتا دستاشو مشت کردجلوم گرفت و

دوتا دستاشو مشت کردجلوم گرفت و
گفت:
اگر بگی گل کدومه میمونم...
چه انتخاب سختی بود...
ترس از دست دادنش تمام وجودمو فراگرفته بود...
برای از دست دادنش تمام محکم زدم پشت دست چپش...
وگفتم این گله...
دستشو باز کرد...
گل بود,,,
اشکام جاری شد روی گونه هام...
حواسش نبود,وقتی بادست راستش اشکامو پاک کرد...
فهمیدم تودست راستش هم گل بود
آنکه تورا می خواهد
به هر بهانه ای میماند.
"زنده یادحسین پناهی"
دیدگاه ها (۴)

♥دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت وگفت : اگہ بگے گل کدومہ میمون...

دوتـادسـتاشو مـشت کردوجلوم گرفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....!...

دو تا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم...

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

[دوتا دستاشو مشت کرد،جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کودومه میمون...

دوتا دستاشو مشت کرد جلوم گرفت و گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم....

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

دستاشو مشت کرد گفت:اگه بگی گل کدومه میمونم!!انتخاب سختی بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط