{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویورس نامجون و جیمین

ویورس نامجون و جیمین

آرمی: دلم (براتون) تنگ شده
🐨: آه موهام دیروز کلش رو شیو کردم

آرمی: خیلی دلم برات تنگ شده
انتظارت رو می‌کِشم
من، و آرمی‌ها توو همین نقطه و همین شکلی منتظرت می‌مونیم
آسیب نبین و به سلامت برگرد.
من برای روزی که خاطرات سربازی‌ات رو بشنوم، منتظر می‌مونم.
🐨: چه‌قدر باحال/جالب می‌شه~


آرمی: سلام جیمین‌شی
دلم برات تنگ شده بود💜

🐨: جیمینی احمقه
🐨: خنگه*
🐨: خیلی بلائه
🐥: ؛؛؛
دیدگاه ها (۸)

🐥: همه‌چیز توی کلمبیا فوق‌العاده بود. کلمبیا و پرو هر دو کشو...

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

Part : eleven ویو ا.ت :رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....(میشه...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

دیشب تهیونگ اومد ویورس و یه عالمه با آرمی ها حرف زد (هزارتا ...

صبح روز بعد، جیمین زودتر از همیشه بیدار شد.ا.ت هنوز توی آغوش...

🎂🐥💜 جیمینِ عزیزمون، تولدت مبارک! 💜🐥🎂امروز روزیه که موچیِ دوس...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟒یک هفته از رفتن مانیا گذشته بود.جیمین ت...

### 🥀 آغوشی میان مرگده سال از مرگ ایزوکو میدوریا گذشته بود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط