{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت سوم.....در یکی از این مراسمات تاجدین و مم با لباس مب

قسمت سوم.....در یکی از این مراسمات تاجدین و مم با لباس مبدل دخترانه شرکت داشتند ناگهان چشمشان به دو پسرک جوان افتاد که درحال مبارزه بودند. در مبارزه هیچکس حریفشان نمی شد.در زیبایی نیز بی همتا بودند تاجدین و مم کنجکاو شده آنها را تعقیب کرده و سرانجام پی بردند که آنها پسر نیستند بلکه دو دختر پری صفتند . بادیدن آنها تاجدین و مم چنان دلباخته آنها شدند که هردو از هوش رفتند . دختران همان زین و ستی خواهران میر بودند آنها انگشتر های خودشان را باهم عوض کرده و به قصر برگشتند . مم وتاجدین وقتی به هوش آمدند هیچکس آنجا نمانده بود پریشان و مشوش به خانه آمده مریض ودر بستر بیماری افتادند.همه فکر و ذکر آنها آن فرشته های زیبا بودند. و نمی توانستند لحظه ای از فکر کردن به آنها غافل باشند .ساعتها به انگشترها خیره می شدند و به فکر صاحبان آنها بودند تا اینکه متوجه شدند آن دونفر یکی زین و آن یکی ستی بوده است .و اما ستی و زین نیز حالی همچون حال مم و تاجدین را داشتند .آنها دایه ای داشتند بنام هایزبون که زنی دنیا دیده و با تجربه بود .وقتی حال وروز دخترکان را دید متوجه شد که آنها وضعیت مناسبی ندارند و کاملا تغییر کرده اند .از آنها پرسید : برسر شما چه آمده ؟ چرا چنین آشفته اید ؟ زین گفت :

ئه ی هه وه سا دل و هناوان 

ئه ی   روهنیا هه  ردو  چاوان
دیدگاه ها (۱)

قسمت چهارم....دایه جان ما شیفته دوتا دختر شده ایم .دایه گفت ...

قسمت پنجم....دایه طبق دستور زین انگشتر ها برداشت و رفت سراغ ...

قسمت دوم......در دربار میر مردان با کیاست و شجاعت زیادی وجود...

قسمت اول.....در زمانهای قدیم امیری بود بنام زین الدین که در ...

P : 15

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :الف)ابتدا بایددانست که...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۷🌌بعدشکوروگیری کنار شیگار...

سلام و درود خدمت کاربران عزیز و گرامی ویسگون.دیشب خواب عجیبی...

پارت 52:ان سوی لبخند هایه دفعه میون این همه هرج و مرج تاکه م...

رونمایی از مستند مسعود

when silence became a scream p30

Ten

KIM Vpart 26کیم‌ویا.تاصلا نمیتونستم باور کنم کیم وی ازم خوشش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط