قسمت نهم....آنها دست به چله کشی ( نوعی ریاضت است که تا چه
قسمت نهم....آنها دست به چله کشی ( نوعی ریاضت است که تا چهل روز هیچ چیزی را نمی خورند ) زدند . ریاضت و چله کشی مم به حدی رسید که مم بطور کلی زین را فراموش و از عشق زمینی به عشق آسمانی و عرفانی رسید او دیگر غیر از خدا عاشق هیچکس نبود . همه مردم جزیر از حال و روز آنها مطلع شده و احساس همدردی کرده و به بکو لعنت می فرستاند که چگونه مانع وصال دو دلداده پاک و معصوم شده است . تنفر مردم از بکوی منافق روز به روز بیشتر و نارضایتی مردم از میر نیز بیشتر میشد به حدی که تاجدین و عارف و چه کو تصمیم گرفتند بر علیه میر قیام کنند ومم را نجات بدهند بکوی منافق مطلب را فوری به گوش میر رساند وبه او پیشنهاد داد مقداری نرمش نشان دهد تا اعتراضات مردمی فروکش کند میر گفت : بکو برو به زین بگو من مم را می بخشم و شما می توانید به دیدن مم بروید . (نقشه بکو این بود که می دانست مم به حدی در زندان ضعیف و نحیف شده است که به محض دیدن زین طاقت نیاورده و در دم خواهد مرد).زین از موضوع باخبر شد او همراه با ستی و دایه اش برای دیدن مم آماده میشوند ولی با کمال تاسف خبرمی آورند که مم جان باخنه است .زین با دلی پراز غم واندوه خودرابرسربالین مم در زندان می رساند دستی برسرو روی مم می کشد . ناگهان دید که مم چشمانش را باز کرد به زین نگریست ولی او زین را نشناخت .به مم گفتند این زین است که به دیدن شما آمده میر هردوی شما را عفو وبا ازدواج شماها موافقت کرده است. ولی دیگر کار از کار گذشته بود مم تنها این چند کلمه را گفت: من به غیر از خدای خود از کسی درخواست عفو نمی کنم وغیراز خدای خود معشوقی ندارم .مرا به حال خود واگذارید و بروید. سپس برای همیشه چشم از جهان فروبست و جان را به جان آفرین تسلیم کرد .موضوع به گوش میر رسید او چنان منقلب شد و از کرده خود پشیمان که دستور داد حکیم و دکتر به زندان بروند و مم را نجات بدهند ولی مگر می شود مرده را زنده کرد .مردم جزیربا دلی آکنده ازغم وتاثرطی مراسم با شکوهی مم را تشیع جنازه کرده واو را باغم و اندوه فراوان به خاک سپردند.
بوتان ژ مه زن حه تا بچوکان
نسوان و کچ وبه نات و بووکان
ئه عیان و ئه کابر و ئه عالی
میرزا و رووال و لائوبالی
یک فه رد نه ما دشه هری دلخوه ش
بیلجومله د سه رخوش و موشه وه ش
بوتان ژ مه زن حه تا بچوکان
نسوان و کچ وبه نات و بووکان
ئه عیان و ئه کابر و ئه عالی
میرزا و رووال و لائوبالی
یک فه رد نه ما دشه هری دلخوه ش
بیلجومله د سه رخوش و موشه وه ش
- ۶.۱k
- ۰۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط