می گفت:

می گفت:
دم سنگر بودیم
خداحافظی کرد
نشست ترکِ موتور #حاج_همت و رفت
دو متر ازمون فاصله نگرفته بود که خمپاره زدن!
#شهید شد، به همین راحتی...
میگفت
بیست ساله دارم میدوَم
که به اون دو متری که فاصله بود بینمون، برسم...

لحظه‌ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را
در دل ابر نگهداری باران سخت است...
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

میگفت:دم سنگر بودیمخداحافظی کردنشست ترکِ موتور #حاج_همت و رف...

میگفتدم سنگر بودیمخداحافظی کردنشست ترکِ موتور حاج همت و رفتد...

#طرح_خوانش_ده_روز_آخر #فصل_ششم #قسمت_چهل_و_سوم____🍃🌸🍃🌸🍃____....

دنیا خیلی کوچک است عزیزمشاید یک روز، حوالیِ انقلابکه خسته از...

I can be myself with himPart⁶¹+پول رو برای پدرت واریز کردم-چ...

فیک کوک ( سرنوشت من) پارت۳۱

چندشاتی جونگکوک(پارت۵)

دو پارتی یونجون

#playmate2 p¹⁰⁵■□تهیونگ ویو :رسیدم به اتاق کار جیمین اومد لب...

✨🌱✨#ناحله #قسمت_سی_و_پنجمبعد از شام رفتم پیش ریحانه وهدیه ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط