میگفت:

میگفت:
دم سنگر بودیم
خداحافظی کرد
نشست ترکِ موتور #حاج_همت و رفت
دو متر ازمون فاصله نگرفته بود که خمپاره زدن!
شهید شد، به همین راحتی...
میگفت:
بیست ساله دارم میدوَم
که به اون دو متری که فاصله بود بینمون، برسم...
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

سناریو ریندو برف کوچولوی من)) به نرده نزدیک شد. حواسش بود خو...

مهمونی خطرناکپارت=27ویو اتباورم نمیشد بابام بالاخره قبول کرد...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 9ویو هویج:نامجون چند دقیقه‌ای بود که...

می گفت:دم سنگر بودیمخداحافظی کردنشست ترکِ موتور #حاج_همت و ر...

میگفتدم سنگر بودیمخداحافظی کردنشست ترکِ موتور حاج همت و رفتد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط