{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰

پارت ۱۰
..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاقای بهتری بیافتههه
+ ااااااممم راستش جیمین...امشب داره بارون میاد میشه..‌‌...میشه من امشب بیام پیش تو ؟
× حتتمااااا چرا که نههه
+ ببخشیداا
× نه بابا راحت باشش
+ ممنون
× بیا تو اتاق من بخواب
+ نههههه میرم تو اتاق مهمون
× بیخیااااللل بیا دیگههههههه لطفاااا
+ باشه ممنون
× خواهش خب.....من اینور میخوابم تو هم اونور تخت
+ باش
×‌ شب بخیر
+‌شب بخیر
.................بعد از ۱۰ دقیقه
( صدای ساعقه)
+ ات بلند میشه از خواب و محکم جیمینو بغل میکنه
+ آییییی میترسمممم
× ( جیمینم اتو بغل میکنه)
× شششش آروم باش‌پیش منی نگران نباش‌....چیزی نیست
( صدای رعد و برق)
+ جیمین....هق .....میترسم ..هق هق
× ( جیمین سر ات رو ناز میکنه )
× نترس قشنگم نترس ...آروم باش .....تو بغل منی ...خودم پیشتم
+ ( ات هم همش هق هق میکرد)
.....بعد از ۲ دقیقه
+‌ ممنون جیمین.
× خواهش میکنم.....ات .....من باید یه چیزی بهت بگم
+ چ..چی؟
× من دوستت دارم ....خیلی زیاد...میشه ملکه زندگیم شی‌؟
+‌ منم دوستت دارممممممم معلومههه
( و ات خیلی محکم جیمینو بغل میکنه)
( صدای رعد و برق)
+‌ [ جیغ کوچولو]
× نترس عشقممم نترس آروم باش تو الان پیش عشق زندگیت هستی از هیچی نترس
+‌ چشم
× قربون اون چشم گفتنت برم مننننن
( ات سرشو بلند کرد و آروم لباشو رو لبای جیمین گذاشت)
( جیمین خیلی خیلی تعجب کرده بود )
.....پس از یک بوسه ۱ دقیقه ای
× خیلی خوب بود ولی من دلم میخواست شروع کنم نه تو
+ ببخشید دیگه خب طاقت نیاوردم
× اشکال نداره قشنگم حالا بیا تو بغلم بخواب
+  باشه
.............و اینطوری شد که اون دو تا عاشق هم بهم رسیدن و با هم ازدواج کردن و سال های خوبی رو کنار هم سپری کردن
..........پااااااایااااانننن
[ میدونم بد تمومش کردم معذرت میخوااااممم]

قشنگام اینم آخرین پستم ...فقط شاید واسه تولد های اعضا چند تا پست با چند تا پارت بزارم ...دوستتون دارم بای باییییی
دیدگاه ها (۳)

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

ادامه پارت ۸= ولیییییی.....دارم براتون .....وقتی کوک فهمید ....

part 21جیمین هنوز آلینا رو توی بغلش نگه داشته بود و آلینا هم...

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط