{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

RESPECT OR DIE : پارت سیزدهم

RESPECT OR DIE : پارت سیزدهم

نیلا پشت دیوار پله‌ها بی‌حرکت مانده بود...
دو مرد از کنارش عبور کردند و صدای قدم‌هایشان در راهرو پیچید...
یکی از آن‌ها گفت: : ((همه‌جا رو بگردید. نباید از ساختمان خارج شده باشه))
مرد دوم جواب داد: : ((اگه پایین رفته باشه پیداش می‌کنیم))

صدای قدم‌ها دورتر شد...
نیلا چند ثانیه صبر کرد...
بعد آرام از پشت دیوار بیرون آمد و به طبقه‌ی بالا نگاه کرد...
راهرو خالی بود...
اما چیزی ذهنش را درگیر کرده بود...
صدای شلیک...

و بعد...
سکوت...
نیلا زیر لب گفت
— جونگ‌کوک...
صدای قدمی از پایین پله‌ها آمد...
نیلا سریع برگشت...
یک سایه روی دیوار ظاهر شد...
دستش را روی دهانش گذاشت و خودش را عقب کشید...
مردی از پله‌ها بالا آمد...
اما قبل از اینکه او بتواند چیزی ببیند نیلا آرام از مسیر دیگری پایین رفت...
به طبقه‌ی پایین رسید...
درِ خروج اضطراری کمی باز بود...
نیلا آن را هل داد و وارد محوطه‌ی پشتی ساختمان شد...

هوای سرد به صورتش خورد...
چند لحظه همان‌جا ایستاد...
نمی‌دانست کجا برود...
گوشی برادرش هنوز در دستش بود...
صفحه را روشن کرد...
یک پیام جدید ظاهر شده بود:
: ((فکر کردی فرار کردی؟))
نیلا خیره به صفحه ماند...
پیام بعدی بلافاصله آمد:
: ((به ساختمانی که برادرت در آن است نزدیک‌تر از چیزی هستی که فکر می‌کنی))

نیلا اخم کرد...
— چی...؟

ادامه دارد ...
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۳۳ 𓆪 🖤ات آرام درِ اتاق را بست و به راهرو نگاه کرد.صدا...

P⁶سوآه با دست لرزان ویدیو را پخش کرد.تصویر چه‌یون روی صفحه ظ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۴جونگوک اولین نفر از پله‌ها بالا...

🖤 پارت ۴۴ | «ورود»کوک اولین نفری بود که وارد ساختمان شد.لانا...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت پــانــزدهــم 𓆪 🖤🥀ـ «اسما...»صدای مرد دوباره ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️انزو چند لحظه به خواهرش نگاه کرد.مشخص بود ...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت دوم | صدای پشت در چند ثانیه همان‌جا کنا...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.16(روایت از زبان جونگ ک...

پارت ۳ ((قانون اول))

🌹 رزهای خونینپارت هفتماتاق در تاریکی فرو رفت.یونا با ترس کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط