سلام
با اینکه دارم از خستگی دارم گور به گور میشم ولی تا دیدم پارت قبل ۱۰ تا لایک خورده اومدم پارت ۶ رو هم بزارم.
پارت۶
تایو:یوری دونه دونه سوالاتو بپرس که برسم جواب بدم ،مثل میگ میگ شروع کردی پرسیدن.
یوری:برادرت چجور ادمیه؟
تایو:برادرم...خیلی خفنه خیلی جذابه مثل یه کوه یخ میمونه عقل نداره.
یوری:زن باز و هوله؟
تایو:نه بابا اونقدر شاسگول و اسکوله که چیزی از زن ها حالیش نمیشه .
یوری:خطرناکه؟
تایو:به نظرت همچین ادم بی عقلی رو میشع خطر حساب کرد؟
یوری:جاسوسه یا قاتل؟
تایو:داداش من یه روان شناس هست که توی بیمارستان کار میکنه و تا جایی که یادمه مادرش و پدرمون بهش افتخار میکردن که همچین شوغل ابرومندانه ای داره.
یوری:ممکنه به خواهرم اسیب بزنه؟
تایو:نه با اون شناختی که من از لوید دارم هیچ وقت به زن خودش اسیبی نمیزنه.
یوری:ز...
خواست حرف بزنه که تایو جلوش رو گرفت
تایو:بسع دیگه نپرس فهمیدم نگران خواهرتی ولی نیاز به نگرانی نیست مطمعن باشن همسرش به خوبی مراقبشه من بهت قول میدم.
یوری خندید و دستش رو گذاشت پشت و باهاش سرش رو گرفت
یوری:ممنون که به سوالام جواب دادی،راستی کجا میمونی خونع داری؟
تایو:اره خونه قدیمی خانواده ام هست،تو کجا میمونی؟
یوری:من توی خوابگاه میمونم
تایو:می خوای باز با من هم خونه بشی اگر که میخوای از همین امشب برات یه اتاق اماده کنن.
یوری:مه مزاحم خانوادت نمیشم.
تایو:کدوم خانواده؟پدرم سال پیش مرد و مادرم هم ۱۰ سال پیش من تنها زندگی میکنم راستش رو بخوای حوصله سر بره
یوری:...
باز ۱۰ لایک بزنید من ذوق کنم پارت ۷ رو هم بزارم
پارت۶
تایو:یوری دونه دونه سوالاتو بپرس که برسم جواب بدم ،مثل میگ میگ شروع کردی پرسیدن.
یوری:برادرت چجور ادمیه؟
تایو:برادرم...خیلی خفنه خیلی جذابه مثل یه کوه یخ میمونه عقل نداره.
یوری:زن باز و هوله؟
تایو:نه بابا اونقدر شاسگول و اسکوله که چیزی از زن ها حالیش نمیشه .
یوری:خطرناکه؟
تایو:به نظرت همچین ادم بی عقلی رو میشع خطر حساب کرد؟
یوری:جاسوسه یا قاتل؟
تایو:داداش من یه روان شناس هست که توی بیمارستان کار میکنه و تا جایی که یادمه مادرش و پدرمون بهش افتخار میکردن که همچین شوغل ابرومندانه ای داره.
یوری:ممکنه به خواهرم اسیب بزنه؟
تایو:نه با اون شناختی که من از لوید دارم هیچ وقت به زن خودش اسیبی نمیزنه.
یوری:ز...
خواست حرف بزنه که تایو جلوش رو گرفت
تایو:بسع دیگه نپرس فهمیدم نگران خواهرتی ولی نیاز به نگرانی نیست مطمعن باشن همسرش به خوبی مراقبشه من بهت قول میدم.
یوری خندید و دستش رو گذاشت پشت و باهاش سرش رو گرفت
یوری:ممنون که به سوالام جواب دادی،راستی کجا میمونی خونع داری؟
تایو:اره خونه قدیمی خانواده ام هست،تو کجا میمونی؟
یوری:من توی خوابگاه میمونم
تایو:می خوای باز با من هم خونه بشی اگر که میخوای از همین امشب برات یه اتاق اماده کنن.
یوری:مه مزاحم خانوادت نمیشم.
تایو:کدوم خانواده؟پدرم سال پیش مرد و مادرم هم ۱۰ سال پیش من تنها زندگی میکنم راستش رو بخوای حوصله سر بره
یوری:...
باز ۱۰ لایک بزنید من ذوق کنم پارت ۷ رو هم بزارم
- ۲.۸k
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط