{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰

پارت ۱۰

یونا: نههه چرا تو

یونگی : بگو انقد کش نده مگه‌کیه

یونا:جونگ..کوک

جونگ کوک: شوخی بسیار زیبا و خوبی بود زود باش دیگه

یونا: واقعا تویی

جونگ کوک:چی نهههه یکی دیگه بردار

یونا؛اوکی ....خب...ها؟

جونگ کوک:چیه چیشده؟

یونا:ببینم دارین باهام شوخی میکنین؟

جونگ کوک:با...بازم من...منم؟
یونا:دقیقا تویی

جونگ کوک:چطور ممکنه برو کنار
(جعبه رو باز کرد و دونه دونه کاغذ هارو باز کرد بلههه درسته همش اسم خودش بود)
جونگ کوک:کار کیه؟

جیمین:فرار کنیننننن

جونگ کوک:آها پس تو بودی ؟
جیمین:نه‌به خداااا بدویین

یونا:ببینم من الان واقعا این وسط چه غلطی میکنم؟میخوام برم خونههه

ربع ساعت بعد

جونگ:حالا‌ بردار ایندفعه خودم نوشتم

یونا:اوففف باشه .....این...مطمئنی‌دیگه‌نه؟

جونگ کوک:آره‌
یونا:ولی این کاغذ‌ یه چیز دیگه میگه بازگ اسم خودته

جونگ کوک:جالبه برو ببینم....چرا مننننن اینو کسی دشت کاری نکرده‌مگه نه

نامجون:این سرنوشتته عزیزم
یونا:لعنت به همچین سرنوشتی

جونگ کوک:ببین منم دوست ندارم باهات ازدواج کنم اوکی؟

یونا:نه که من دوتس دارم

جین :خیله‌خب بسه دیگه کاربه که شده بعدم واقعی که نیست قرار هم نیست کسی‌عاشق کسی ‌بشه شما باید سریع کاراتون رو‌انجام بدین میدونی که جونگ کوک منظورم چیه ؟

جونگ کوک:محموله رو‌میگی دیگه نه؟

جیهوپ:اوهمم زدی تو خال
جونگ کوک:امروز چطوره ؟

تهیونگ:عالیه

یونا:زودتر کار رو تموم کنین خوابم میاد

جیمین:اوکی

(بعد امضا زدن همشون برگشتن خونشون و جونگ کوک هم یونا رو ردد به خونش و‌دعوا‌ها‌تازه شروع شدن)

جونگ کوک:ببین حق نداری از این اتاق بیای بیرون تو اتاق من اصلا نمیری و از خونه هم اجازه بیرن‌رفتن نداری
(که‌وسط حرف های جونگ کوک در باز شد و....)
چطوره 🫠😉
دیدگاه ها (۲۰)

پارت ۱۱(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )جونگ کوک...

پارت ۱۲جونگ کوک:بیا اینم هم پول و هم پلی استیشن اونم همون رن...

پارت ۹یونا: خب قضیه اینه که خانواده هامون چون باهم دوست بودن...

پارت ۸(وقتی یونا احساس کرد که انگار دست هاش و پاهاش بسته شدن...

پارت ۲۴دو روز بعد رونا(خدمتکار ):بفرمایید غذاتون یونا:نمیخور...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت ۶ات: جیمین بهت گفتم وقتش باشه خودممم...

مخلوطی از عشقومرگ پارت 7همین که دستمو روی کمرش گذاشتم که بلن...

مخلوطی از عشقو مرگ پارت 8 و اخرات: جونگ کوک من تو رو میخوام ...

ادیت های من برای تولد کوکییییی🌠🐇🐰تولدت مبارک جونگ کوک ممنونم...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط