Part ¹⁰
Part ¹⁰
اسلاید 2 : لباس و باشگاه جونگکوک
ویو لیلی
لبخند پرنگی زدم و گفتم
+ من ویکتوریا هستم جانگ ویکتوریا
م.ج : واووو عجب اسم پر ابوهتی عروسکم
خنده ای کردم
+ لطفا خجالتم ندید
خندید
م.ج : اینکه این حرفارو نداره تازه کجاشو دیدی بیا بریم داخل تازه یه عروس دسته گل گیر اوردم قراره کلی نازشو بکشم
یهو این پسره که الان مطمئن شدم این اقای جذاب جونگکوک هستن گفت
_ به به مامان خانم عروستو دیدی مارو یادت رفت اره ؟!
م.ج : نخیرم اقا شما جای خود دارین
جونگکوک خنده تو گلویی کردو همه با هم رفتیم داخل و تو حال نشستیم رو کاناپه ها ...یکم گذشت که پدر جون رفت بالا و تو اتاق کارش مادر جون رفت اشپز خونه سر خدمت کارا نمیدونم حس ناراحتی داشتم و بغض نامعلومی که گلومو گرفته بود جونگکوک نبود و نمیدونم کجا رفته بود این پسره تهیونگم نشسته بود رفته بود تو گوشی اروم رفتمو کنارش نشستم که بهم نگاه کرد
= چیزی شده ؟
نه فکر کنم اینا خانوادگی صداشون جذابه این اقا هم صداش مثل داداششه ولی مال جونگکوک هات ترو جذاب تره پرسیدم
+ نه فقط میشه بگین جونگکوک کجا رفته ؟
لبخندی زد
= راحت باش باهام راحت حرف بزن بهت میگم
متقابل بهش لبخند زدم
+ باشه
= جونگکوک رفته باشگاه بوکسش
+ اوو خیلی دوره ؟!
= نه حیاط باغ پشتی عمارت یکم باید بری سمت باغ دست زاست یه باشگاه خیلی بزرگ هست اونجاست باشگاه خودشه جونگکوک همیشه برای ورزش و تمرین میره اونجا
+ خیلی ممنون تهیونگ شی مرسی
= خواهش میکنم زن داداش
از کلمه زن داداش شوکه شدم و به این کلمه عادت نداشتم ولی خوشحال شدم از شنیدنش رفتم به اون ادرسی که لطف کرده بود ..با هزاران تلاش ناموفق بالاخره موفق شدم راه حیاط پشتی رو پیدا کردم درو باز کردم و با بهشت رویایی دوم جلوم روبه رو شدم اینجا از حیاط اولی عمارت خوشگل ترو ناز تر بود یجوری هم قدیمی بنظر میومد هم جذاب اول یکمی تو زیبایی این باغ غرق شدم و بعد راهمو گرفتم و سریع رفتم سمت باشگاه خودمم نمیدونم چرا دارم همچین جایی میرمو همچین کاری میکنم ولی رفتم و بله اونجوری که تهیونگ میگفت پیدا کردم خدایی بزرگ بود درو اروم باز کردم رفتم تو هیچ صدایی نمیومد فقط صدای مشت های مهکم به کیسه بکس به گوشم میرسید رفتم جلو و سمت راست یه دیوار بود که باید می پیچیدی پشت دیوار وایسادم که : .....
اینم از پارت 10 خوشگلا حمایت یادتون نره ممنون بابت حمایت 😍🎀🥰🥺 یه شرط کوچولو موچولو هم برای پارت بعد دارم
لایک : 4
کامنت : 5
بازنشر : 2
ممنون میشم شرط لایکو کامنتو بازنشر های این پارت رو برسونید خیلی دوستون دارم خوشگلا 🎀🥰🥺
اسلاید 2 : لباس و باشگاه جونگکوک
ویو لیلی
لبخند پرنگی زدم و گفتم
+ من ویکتوریا هستم جانگ ویکتوریا
م.ج : واووو عجب اسم پر ابوهتی عروسکم
خنده ای کردم
+ لطفا خجالتم ندید
خندید
م.ج : اینکه این حرفارو نداره تازه کجاشو دیدی بیا بریم داخل تازه یه عروس دسته گل گیر اوردم قراره کلی نازشو بکشم
یهو این پسره که الان مطمئن شدم این اقای جذاب جونگکوک هستن گفت
_ به به مامان خانم عروستو دیدی مارو یادت رفت اره ؟!
م.ج : نخیرم اقا شما جای خود دارین
جونگکوک خنده تو گلویی کردو همه با هم رفتیم داخل و تو حال نشستیم رو کاناپه ها ...یکم گذشت که پدر جون رفت بالا و تو اتاق کارش مادر جون رفت اشپز خونه سر خدمت کارا نمیدونم حس ناراحتی داشتم و بغض نامعلومی که گلومو گرفته بود جونگکوک نبود و نمیدونم کجا رفته بود این پسره تهیونگم نشسته بود رفته بود تو گوشی اروم رفتمو کنارش نشستم که بهم نگاه کرد
= چیزی شده ؟
نه فکر کنم اینا خانوادگی صداشون جذابه این اقا هم صداش مثل داداششه ولی مال جونگکوک هات ترو جذاب تره پرسیدم
+ نه فقط میشه بگین جونگکوک کجا رفته ؟
لبخندی زد
= راحت باش باهام راحت حرف بزن بهت میگم
متقابل بهش لبخند زدم
+ باشه
= جونگکوک رفته باشگاه بوکسش
+ اوو خیلی دوره ؟!
= نه حیاط باغ پشتی عمارت یکم باید بری سمت باغ دست زاست یه باشگاه خیلی بزرگ هست اونجاست باشگاه خودشه جونگکوک همیشه برای ورزش و تمرین میره اونجا
+ خیلی ممنون تهیونگ شی مرسی
= خواهش میکنم زن داداش
از کلمه زن داداش شوکه شدم و به این کلمه عادت نداشتم ولی خوشحال شدم از شنیدنش رفتم به اون ادرسی که لطف کرده بود ..با هزاران تلاش ناموفق بالاخره موفق شدم راه حیاط پشتی رو پیدا کردم درو باز کردم و با بهشت رویایی دوم جلوم روبه رو شدم اینجا از حیاط اولی عمارت خوشگل ترو ناز تر بود یجوری هم قدیمی بنظر میومد هم جذاب اول یکمی تو زیبایی این باغ غرق شدم و بعد راهمو گرفتم و سریع رفتم سمت باشگاه خودمم نمیدونم چرا دارم همچین جایی میرمو همچین کاری میکنم ولی رفتم و بله اونجوری که تهیونگ میگفت پیدا کردم خدایی بزرگ بود درو اروم باز کردم رفتم تو هیچ صدایی نمیومد فقط صدای مشت های مهکم به کیسه بکس به گوشم میرسید رفتم جلو و سمت راست یه دیوار بود که باید می پیچیدی پشت دیوار وایسادم که : .....
اینم از پارت 10 خوشگلا حمایت یادتون نره ممنون بابت حمایت 😍🎀🥰🥺 یه شرط کوچولو موچولو هم برای پارت بعد دارم
لایک : 4
کامنت : 5
بازنشر : 2
ممنون میشم شرط لایکو کامنتو بازنشر های این پارت رو برسونید خیلی دوستون دارم خوشگلا 🎀🥰🥺
- ۱۱۶
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط