{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بــه دل هـــوای تــو دارم و بر و دوشت

بــه دل هـــوای تــو دارم و بر و دوشت
که تا سپیده دم امشب کشم در آغوشت

چنان نسیم که گلبرگ ها ز گل بکند
برون کنم ز تنت برگ برگ تن پوشت

گهی کشم به برت تنگ و دست در کمرت
گهـــی نهم سر پــــر شور بـر سر دوشت

چه گوشواره ای از بوسه های من خوش تر
کـــه دانه دانه نشیند بــــه لالـــه ی گوشت

گریز و گـم شدن ماهیان بوسه ی من
خوش است در خزه مخمل بنا گوشت

ترنمــــی است  در آوازهــــای پایانــــی
که وقت زمزمه از سر برون کند هوشت

چو میرسیم بــــه آن لحظه هــــای پایانی
جهان و هر چه در آن می شود فراموشت

چه آشناست در آن گفت وگوی راز و نیاز
نگــــاه  من  با  زبــان  نـگاه  خـــاموشت
دیدگاه ها (۳)

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی ؟ببین عشق دیوانه ی من چه کردی؟...

پروانه شدم ، بال زدم ، سوخت دو بالمدیوانه شدم ، داد زدم ، وا...

دل سپردن‌های ما از روی بیکاری نبودعشق ما از عشق‌های کوچه باز...

من از شب های تنهایی، هزاران داستان دارمدرون دل نمی دانی، چه ...

بــــه دل هـــــوای تـــو دارم و بر و دوشتکه تا سپیده دمامشب...

بــــه دل هـــــوای تـــو دارم و بر و دوشتکه تا سپیده دمامشب...

به دل هوای تو دارم و بر و دوشتکه تا سپیده‌دم امشب کشم در آغو...

به دل هوای تو دارم و بر و دوشتکه تا سپیده‌دم امشب کشم در آغو...

کمین نشسته دلم در هوای آغوشتگله نمیکنم از آنچه شد فراموشتدلم...

می روم لایق من گرمی آغوشت نیستعطر محزونِ تنم درخورِ تن پوشت ...

میشود روزی عزیزت من شوم؟ قاب عکس روی میزت من شوم؟با نگاهی...

#رِفیقَمـ👭 #آجیمـ آیا تو کجا و ما کجائیم😪 تو زان که‌ای و ما...

در بیابانی دور که نروید جز خار که نتوفد جز باد که نخیزد جز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط