{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم لایق من گرمی آغوشت نیست

می روم لایق من گرمی آغوشت نیست
عطر محزونِ تنم درخورِ تن پوشت نیست

چتر بردار که ایندفعه که باران بارید
تنِ بارانی من روی سر و دوشت نیست

عهد بستم که بسوزم به نگاهت امّا
آتشی در دل آن شعله ی خاموشت نیست

ای که آویزه ی گوشت نشده زمزمه ام
بوسه ام کمتر از آن حلقه ی در گوشت نیست

لااقل یک سرِ سوزن برو از خاطر من
یادِ نفرین شده را جای فراموشت نیست
دیدگاه ها (۱)

امر کردی که برو، چَشم ، اطاعت کردمپای خود را به درِ خانه هدا...

‍ کلافه خسته و تنها در این شبهای تکراریاز این پهلو به آن په...

آمدی...معجزه ای بود مداوا شدنمگم شدن در خودم و پیش تو پیدا ش...

خانه ام‌ در باغ صیادَست باور می کنیدلانه ام ‌در معرض بادَست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط