روایت مادر دانش‌آموز مینابی از جریان شناسایی پیکر پسر ۸ س

روایت مادر دانش‌آموز مینابی از جریان شناسایی پیکر پسر ۸ ساله‌اش؛ می‌خواستم با دست‌ و ناخن‌هایم خاک‌ را کنار بزنم تا سهیل را پیدا کنم

⚠️ هشدار: مطالعه این گزارش برای همگان مناسب نیست

مادر یکی از شهدای دانش‌آموز مدرسه میناب:
🔹کلاس درس سهیل را که نگاه می‌کردم فقط آوار می‌دیدم؛ کلاسی وجود نداشت؛ همه جا آوار بود و من هم درمانده و مستاصل به دنبال پسرم می‌گشتم و می‌گفتم سهیل کجایی؛ آمبولانس‌ها به نوبت می‌آمدند و بچه‌های زخمی را با خود می‌بردند
🔹 هر چه نگاه می‌کردم بچه‌ام را نمی‌دیدم. من مادرم؛ خیلی نگران بودم؛ میخواستم با دست‌هایم و حتی با ناخن‌هایم خاک‌ها را کنار بزنم و ردی از بچه‌ام پیدا کنم.
🔹زنی را دیدم که گریه می‌کرد، می‌گفت دارند دست و پای بچه‌ها را از آوار مدرسه بیرون می‌آورند.
🔹اولین پیکر مطهری که دیدم پیکر پسر کوچولوی من سهیل بود، ضربه‌ای به سرش خورده و جمجمه‌اش باز شده بود.
✅ @Khabar_Fouri
دیدگاه ها (۰)

مادر دو شهید دانش‌آموز میناب: از رئیس‌جمهور دلخورم که حتی به...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۸ صبح روز بعد، همه‌چیز عادی به نظر می...

باور نکردنی‌ترین شناسایی بدن، کپشنو از دست ندیدو باور کنید د...

سلام من محمودی هستم :🌱 یک سرماخوردگی ساده هم می‌تونه حال و ا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۸صبح روز پایانی، وقت...

در جمهوری آذربایجان، دختر یک شهید جنگ قره‌باغ به‌دلیل داشتن ...

سناریو در خواستیییی چیفویو

🖤 «پشت نیمکت آخر» — پارت ۱صبح دوشنبه، حیاط مدرسه مثل همیشه ش...

اجبار به بدبختی پارت ۳۰

Twenty four

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط