زنی حس کرد شوهرش هوس کرده دختر همسایه رو بکنه ...

زنی حس کرد شوهرش هوس کرده دختر همسایه رو بکنه ...
یک روز صبح چهار تخم مرغ آبپز کرد و آنها را به رنگهای مختلف رنگ آمیزی کرده و جلوی شوهرش گذاشت
شوهره جویای مسئله شد
زن بهش گفت بعد از اینکه تخم مرغها را خوردی متوجه میشی

مرد هر چهار تخم مرغ رو خورد
زن بهش گفت متوجه شدی که مزه همشون یکی هست ، کص هم همینطور فقط شکلشون متفاوته
مرد کمی فکر کرد و گفت ولی من یه کشفی کردم
زن گفت چه کشفی ؟

مرد گفت: فهمیدم با چهارتا تخم مرغ بهتر سیر میشی ....

#داستان‌
واییییبییییی خدااااا🤣
دیدگاه ها (۵)

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

KIM V

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

قسمت ۶

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۷عه میخواستی..؟ خب ...

زنی حس کرد شوهرش میخواد زن دوم اختیار کند !یک روز صبح چهار ت...

زنی حس کرد شوهرش میخواد زن دوم اختیار کند !یک روز صبح چهار ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط