با تعجب به صورت مادر نگاه می‌کنم. سکوتم را که می‌بیند، می

با تعجب به صورت مادر نگاه می‌کنم. سکوتم را که می‌بیند، می‌گوید:
-ما خبر از آینده نداریم. نمی‌دانیم چه پیش خواهد آمد؛ اما پسرم! در پس هر گره‌ای، حکمتی است. صلح حدیبیه پیامبر، طبق آیات الهی، بعد از ده سال زمینه‌ساز فتح مکه شد. شک نکن قاسم، که در پس پرده صلح پدرت حکمتی نهفته است که آن را بعدها درک خواهی کرد.

هیچ گاه به صلح پدر این‌گونه نگاه نکرده‌بودم.
مادر ادامه می‌دهد:
-نور دو چشمانم! خداوندی که آرامش و سکینه را به دل رسول خدا بخشید و وعده تقویت و فزونی ایمان داد، وعده فتح حدیبیه را هم بشارت داده بود.

زیر لب با خودم تکرار می‌کنم: انا فتحنا لک فتحا مبینا.
-شاهد بودم سکینه و اطمینانی را که از جانب خدا بر قلب پدرت تابید تا او صلح با معاویه را پذیرفت.
-یوماه! یعنی در پس صلح پدر، یک پیروزی نهفته است؟
-این برای اهل تفکر و ایمان، وعده الهی است.
از گفته های مادر نوری در دلم جوانه می‌زند که ثمره‌اش امید است...

#نشان_حُسن #امام_حسن_مجتبی(ع)
#امام_حسن(ع)
لیلا_مهدوی
بریده_کتاب
دیدگاه ها (۰)

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش اول)

تفسیر قرآن

حرف‌های انس مثل شهدی می‌ماند که جرعه‌جرعه روحم را جلا می‌دهد...

لطفا بخونید ارزش داره.....پنجم ربيع الاول 117 ه. ق؛ سالروز و...

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_نهم💠 سکینه هم که حال پدر و استیصال تو را...

📚#افتاب_در_حجاب♥️#قسمت29چگونه مى توان این حلقه ها را گشود؟ ا...

سلام🌷ولادت حضرت زهرا و روز زن ومادر رو به همه ی زنان ومادران...

#مهدویت بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :اولین و مهم‌ترین نکته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط