{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بازی زندگی

در بازی زندگی
یاد می گیری :
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه ...
مثل آویختن به طنابی پوسیدست ...
یاد می گیری :
نزدیک ترین ها به تو ...
گاهی می توانند دورترین ها باشند ...
یاد می گیری :
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی ...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل کنی و بروی ...
و در جاییکه شنیده و فهمیده نشوی نمانی ...
یاد می گیری :
دیوار خوب است ...
سایه درخت مطلوب است ...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست ...
دیدگاه ها (۱)

خوب می دانم آخر یک روز خفه می شوماز بس دردهایم رانجویده قورت...

در آغوشت می شود برای مدت کوتاهی مرد ...

از شانه امغباری ماندهبرای جاروی رفتگرانو از آغوشمدو دستکه مت...

وقتی بیش از حد کسی را دوست دارمدرواقع در را باز گذاشته امکه ...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

عشق یک طرفه پارت ۱۲💗از وقتی سویون فهمیده کایان ازش سواستفاده...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هجدهم: بازی باخته و بازگشت به قفس 🗝️...

در بازی زندگی ...یاد می گیری:اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشت...

در بازی زندگی.....یاد میگیری:اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشت...

در بازی زندگی.....یاد میگیری:اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشت...

در بازی زندگی.....یاد میگیری:اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط