من از این فاصله ها ، فاصله ها دلگیرم

من از این فاصله ها ، فاصله ها دلگیرم
بی تو اینجا چه غریبانه شبی می میرم
دل من با همه آدمکانی که به دنبال تواند
قهر می گردد و من با خودِ خود درگیرم
دیر سالی ست که می خواهم از اینجا بروم
ولی انگار که با قلب زمین زنجیرم
مثل اینست که من با همه هق هق خود
روی سجاده احساس تو جان می گیرم
ساعت گریه وغم هیچ نمی خوابد و من
در الفبای زمان خسته این تقدیرم

💔 💔 💔 💔 💔 F 💔 💔 💔 💔 💔 💔
دیدگاه ها (۴۹)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

پارت هفتم ویو آت ۰+ وادر عمارت پدرم شدم یا همون عمارت امارت ...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

من از این فاصله ها ، فاصله ها دلگیرم بی تو اینجا چه غریبانه ...

من از فاصله ها دلگیرم / بی تو اینجا چه غریبانه شبی میمیرم سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط