هفت نگاه

و پارت اخر part 9
نشسته بودم و به فنجون قهوم زل زده بودم و منتظر بقیه بودم
اعضا همشون تویه زمان رسیدن ولی خیلی سرد و جدی از کنار هم رد شدن اومدن داخل نشستن
ات:ممنونم که دعوت منو قبول کردید ..امروز قراره راجب خیلی چیزا حرف بزنم
راجب زندگیم
راجب انتخابم
راجب ایندم
و همچنین راجب اینده بی تی اس
و حتا راجب اینده شما

اول از زندگی خودم میگم لطفا نپرید وسط حرفم بزارید کامل حرفمو بزنم
من خسته شدم از این زندگی یک نواخت از این سختی کار از اینکه باید حرف های هیترا رو بشنوم ولی به روی خودم نیارم از اینکه باید جلوی رفتارم رو بگیرم تا حاشیه برام درست نشه از اینکه هر آرمی به خودش اجازه اینو میده که هر رفتاری باهم داشته باشه خستم این چند وقته فکر زیاد کردم راجب همچی و تصمیمی گرفتم که اینده همه مارو تغییر میده من ...من دارم برای همیشه از کره میرم..از کمپانی هم استعفا دادم این انتخاب من برای زندگی‌ایندمه و انتخابم سر پارتنر ایندم
من متاسفم پسرا شما همتون مثل برادر و دوستای منید من هیچ وقت به خودم اجازه ندادم حسم رو فرا تر از چیزی ببرم و من الان با اون پسری که اون روز اجرا اومده بود بک استیج وارد رابطه شدم
من و سونجی امشب برای همیشه کره رو به مقصد نیویورک ترک میکنیم
فکر نکنم دیگه برگردم کره .. اینجوری برای همه مون بهتره
امیدوارم آینده درخشانی توی کمپانی و توی زندگیتون داشته باشید
با اونی که عاشقشین ازدواج کنید بچه دار بشید و خانواده تشکیل بدید
منم میرم دنبال هدف و ارزوی اصلی خودم از این سن به بعد
از جام بلند شدم و کیفم رو برداشتم
ات: خداحافظ پسرا
ویو جیمین
با حرف هایی که ات زد تو چشم همه مون اشک جمع شده بود پس اینده بی تی اس چی میشه؟یعنی قراره دوباره هفت نفره شروع کنیم؟
ات رفت و ما حتا نتونستیم از حامون بلند شیم و فقط به رفتنش نگاه کردیم
(پرش به یک سال بعد)
ویو ات
روی مبل نشسته بودم تمام وسایل رو چیده بودم که فیلم بزارم و ببینم تلویزیون رو روشن کردم تا فیلمم رو‌پخش کنم ولی با شبکه خبر مواجه شدم
مجری:امروز گروه محبوب و ستاره های کیپاپ برای همیشه از صنعت کیپاپ و خوانندگی خداحافظی کردن
کیم نامجون لیدر این گروه در مصاحبه ای که چند وقت پیش داشت گفت
نامجون:گروه ما پیشرفت ها و تغییرات خیلی زیادی رو در کنار شما داشته مدتی ۷ نفره بودیم و بعد ۸ نفر شدیم گروه قدرت عظیمی گرفته بود که متاسفانه بخاطر جدا شدن خانم جاستین ات از گروه قدرت گروه کم شد و هماهنگی در کارها ...برای ما سخت شد
ممنونیم که این همه سال در کنار نا بودید و تنهامون نزاشتید
دوستار شما کیم نامجون
مجری :ادامه خبر ها ساخت پل ......
باورم نمیشد یعنی بی تی اس برای همیشه از بین رفت؟و من عامل تمام این موارد بودم؟الان تمام ارمی ها منو مقصر میدونن؟
مهم نیست..من که نمیتونم بخاطر خواسته اونا زندگی خودمو از بین ببرم من و سونجی کنار‌خانواده هامون تو نیویورک زندگی فوق العاده ای داریم پس من نیازی ندارم که به غم و غصه بقیه توجهی کنم
سال ها میگذره مردم خودشو فراموش میکنن.
با صدای زنگ در از جام بلند شدم
ات:اره ات بلند شو ..این زندگیه که جریان داره..


پایانننن
دیدگاه ها (۵۳)

اومدم بگم من چجوری آرمی شدم 🙂من یجورایی بعد از ۱۹ و ۱۸ دی ی ...

#میکاپ_آرتیست_من

پارت۱

کپشن

جدی خیلی ناراحتم پیج م به سادگی مسدود شد ولی من براش کلی زحم...

آخرین باری که مواد زدم .

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۳ | حرفی که فقط ب...

عشق مرده

آمده ام ، آمدنم بهر چه بودنه جدی ، متنفرم از اینکه دارم عمرم...

Destiny part 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط