آخرین باری که مواد زدم .

درست آخرین بارون بود آخرین هوای ابری.
بعداز او گذاشتم کنار خدارو شکر میکنم که.
پاکم و از پاکی که دارم لذت میبرم .
و هیچ وقت دریع نمیکنم به خودم افتخار میکنم که معتاد بودم چون اهل هیچ کار خلافی نبودم و همیشه مال مال خودم بود آتش زدم رفت شاید خوردم زمین ولی الا دوباره بلند شدم مثل کودکی که زمین بخورد و
پدر دستش رو بگیرد اما پدر دیگه نبود .
پس دستم رو بر روی پروردگارم بلند کردم ازش خواستم او به من بارها بارها زندگی رو بخشید اما من داوطلبه مرگ بودم وهستم.
وقتی به چیزی که بخواهی نرسی مرگ واست جفا است ولی کلمه‌ای هس به نام
(امید داشتن ) اره داش گلم امید داشته باش
دیدگاه ها (۰)

HATE TO LOVE⁸(ویو:رز)که صدای شیپور از دور شنیده شد...بالاخره...

پارت سیزدهم《مغازه》《Custom kiss》 ویو تهی...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

برده عمارت جئون

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

My lovely neighbor part : 67

محو زیبایی او پارت ۵۱ویو رزا زرد دوباره انداخت و عدد ۵ رو آو...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

Part ³²ویو لیلی جواب دادم عجب اونوقت پسرا چی کار میکنن ؟!_ ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط