{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی که یک کودکش را داد و ۸۰ کودک گرفت !!!

زنی که یک کودکش را داد و ۸۰ کودک گرفت !!!

اما داستان او بر می گردد به سال ۱۹۸۹ زمانی که (یانپینگ) اولین کودکش را به دنیا آورد، درست در همین زمان بود که کودکی بی سرپرست جلوی منزل او و شوهرش گذاشته شد، آن ها پس از بررسی کودک فهمیدن او دچار ناهنجاری هایی هست ولی چه می شد کرد یتیم خانه ای در آن منطقه وجود نداشت پدر و مادر کودک هم گویا از فقر یا از سر ناچاری کودک را پیش زنی فرستاده بودن که تازه فارغ شده. یانپینگ و شوهرش با این که وضع خوبی نداشتند عهده دار کودک شدند اما چندی نگذشت که وضعیت مالی آن ها خراب تر هم شد از طرفی کودک معلول هم روز به روز مریض تر می شد پس یانپینگ و شوهرش مجبور شدند تصمیمی بزرگ بگیرند.در حالی که دکتران از کودک مریض قطع امید کرده بودند آنها تصمیم گرفتند فرزند حقیقی و سالمشان را به یک خانواده ثروتمند بفروشند تا بتوانند بیشتر از کودک سر راهی مراقبت کنند، تصمیمی که گرفتنش شاید سخترین کار دنیا باشد، به راستی چند نفر در دنیا قادرند چنین ایثاری بکنند؟------------------

همکنون یانپینگ در یک خانه ۴۰ متری با در آمدی ناچیز، مادر ۸۰ کودکی است که برخی از آن ها معلولیت ذهنی و فیزیکی دارند، ۸۰ کودکی که طی ۲۲ سال آن ها را به فرزند خواندگی قبول کرده؛ یانپینگ که ۴۹ سال بیشتر ندارد و در چین زندگی می کند حالا شهرتی جهانی پیدا کرده، مردم به او لقب “بزرگترین مادر دنیا” را داده اند و الحق که شایستگی این عنوان را دارد.خانم یانپینگ می گوید: “با ارزش ترین چیز هایی که در زندگی دارم کودکانم هستند و تمام سعیم را خواهم کرد تا همه آن ها را به کالج بفرستم تا مدارج عالیه را طی کنند
دیدگاه ها (۹)

ﺑﺎﺭﺍﮎ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ ، ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺍﯾﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ، ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻘﺪ...

برادران يوسـف وقتـي مي‌خواسـتند يوسف را به چـاه بيفکنند، يوس...

ﺗﻮ !!ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ِ ﻋﻤﺮﺩﺭﮔﯿﺮ ِ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻮﺩﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !ﻧﯿﺴﺘﯽ ....

ﺗﻮ !!ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ِ ﻋﻤﺮﺩﺭﮔﯿﺮ ِ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻮﺩﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !ﻧﯿﺴﺘﯽ ....

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

🖤 پناه من𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیت‌ها🖤 لاناسن: ۱۸ سالشغ...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهفتم | سفر به سئولصبح زود، لانا و جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط