{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم
گردی نستردیم و غباری نستاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بیدلی آن را ز در خانه براندیم

هر جا گذری غلغله ی شادی و شور است
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم

آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما 
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم
و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم

من دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر
سالی سپری گشت و ترا ما نپراندیم

صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند 
ما این خرک لنگ زجویی نجهاندیم

ماننده افسونزدگان، ره به حقیقت
بستیم و جز افسانه ی بیهوده نخواندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان
مسکین من و دل در خم یک زاویه ماندیم

طوفان بتکاند مگر "امید" که صد بار 
عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم

#مهدی_اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۱)

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزمزان دو لب شیرینت صد شور بران...

در حلقه عشاق ، به ناگه خبر افتاد کز بخت یکی ماه رخی، خ...

بدون عشق، کم کم مغز من از کار می افتد!نوار قلب من بر چرخه ی ...

هم صحبت تنهایی من باز ڪجایی؟!امروز خرابم، نڪند دیر بیایی!؟من...

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستا...

عید آمد و ما خانه خودرا نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستاندی...

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستا...

عید آمد و ما خانه ی دل را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستان...

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستا...

سردار دلها...

عید آمد و باز خانه ی دل را نَتَکاندیم از یاد همه رفته ، صدائ...

دانلود کتاب خاطرات سردار مریم بختیاری

عزیز البریهی

عزیز البریهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط