{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عید آمد و باز

عید آمد و باز
خانه ی دل را نَتَکاندیم
از یاد همه رفته ،
صدائی نَرساندیم
پر ابر شدیم از غم و
دستی نگرفتیم
از صورت پر گرد
غباری نَپَراندیم
از نور خدا
صورت خورشید درخشید
یک رکعت ِ از بَهر خُدا
عشق نخواندیم
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

جاده بی راهه

چند پارتی بازی ممنوع

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

𝖕𝖆𝖗𝖙1پادشاهی سلستیا، سرزمینی که اقیانوس‌ها آن را در آغوش گرف...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

پارت سیزدهم《مغازه》《Custom kiss》 ویو تهی...

تکاپو پارت 107:خاک تو سرت🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...نور خورشید ...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط