{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم
گردی نستردیم و غباری نستاندیم
دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بیدلی آن را ز در خانه براندیم
هر جا گذری غلغله ی شادی و شور است
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم
آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما 
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم
احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم
و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم
من دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر
سالی سپری گشت و ترا ما نپراندیم
صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند 
ما این خرک لنگ زجویی نجهاندیم
ماننده افسونزدگان، ره به حقیقت
بستیم و جز افسانه ی بیهوده نخواندیم
از نه خم گردون بگذشتند حریفان
مسکین من و دل در خم یک زاویه ماندیم
طوفان بتکاند مگر "امید" که صد بار 
عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم
دیدگاه ها (۱۰۰)

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستا...

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستا...

عید آمد و ما خانه ی دل را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستان...

عید آمد و ما خانه خودرا نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستاندی...

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیمگردی نستردیم و غباری نستا...

سردار دلها...

عید آمد و باز خانه ی دل را نَتَکاندیم از یاد همه رفته ، صدائ...

❤👒... من بے تو...یڪ واژه‌ے سادہ بیش نیستماما ڪنارت، همچون......

سخت ترین قسمت رفتن آدم هااونجاست که؛هیچ وقت با خودشونخاطره ه...

آنقدر دیر آمدی!! تا عاقبت پاییز شد.........!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط