در دل من..

در دل من..
هرگاه بندگان من، از تو درباره ی من بپرسند، بگو که من نزدیکم (بقره 186) .

خدایا دلم می خواست یک جایی باشی، حتّی اگر شده یک جای دور...آنوقت حتما می آمدم پیشت، حتّی اگر پیش تو آمدن خیلی سخت بود. همه اش دنبالت می گردم. می گویند تو هـــمه جا هستی، امّا من پیدایت نمی کنم.

مگر تو نگفتی من از رگ گردن به شما نــزدیکترم؟!

هـــمه اش به این آیه فکر می کنم. این آیه مثل یک راز است.یک راز مهم که من نمی توانم آن را بفهمم. آخر رگ گردن که خارج از ما نیست،درووون ماست! قـــسمتی از ماست! به این آیه فکر می کنم و دلم هرّی مــی ریزد.

انگار یک چیزی توی رگ هایم راه می افتد. یک چیز دوست داشتنی و قشنگ...

خدایا این چیزی که توی رگ های من می گردد، تـــویی؟؟؟

آیا فکر می کنی خدا واقعا همین نزدیکی هاست؟همین دوروبرها؟!

نامه های خط خطی/عرفان نظرآهاری
دیدگاه ها (۱۲)

خدایا، خودت به دادِ دلم برس…تو از تمام بغض‌هایی که فرو خوردم...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

دلتنگتم… بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی! 🥀نمی‌دونی نبودنت با ...

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

سریال راز نانیانگ 🤍 🤎 سکانس های حذفی مربوط به آخرِ قسمت ۳۳ ک...

نیایش صبحگاهی 🌼🍃🌼بارالـــها!تو بر احوال ما از خود ما آگاه‌تر...

🐥: ممنونم بابت تبریک‌هاتون. 💗چون مدام در سفر و رفت‌وآمدیم، ر...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

گاهی فکر می کنم اون طرف همه این دردهااین بی تابی ها،سردرگمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط