{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

گاهی فکر می کنم اون طرف همه این دردها

گاهی فکر می کنم اون طرف همه این دردها
این بی تابی ها،سردرگمی ها،تلاش ها،رفتن ها

یک نفر ایستاده و من رو به سوی خودش می خونه
کسی که صداش بهم انگیزه جلو رفتن میده

و سایه نگاهش منو از خود بی خود میکنه
یک نفر که آشناتر از هر آشناییه

و غریبه تر از همه کسانی که نمی شناسم
گاهی آن قدر بهش نزدیکم که می تونم لمسش کنم

و گاهی اونقدر ازش دورم که از افق نگاهم خارج میشه
اون یک نفر شاید توی زندگی هر کسی وجود داشته باشه

و هر کسی یه اسمی براش گذاشته باشه
برای من "غریبه آشناست"
دیدگاه ها (۰)

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت سوم

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۰عصر، دوباره به کنار رودخونه رفتن.همون...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۳$کوک لباس رو پوشیدکوک : تموم ...

my snow❄️#my_snowPT31ویو یونهو:همون لحظه که در باز شد....اول...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو رینا___هشت سالم بود...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط