از من چه مانده است به غیر از پری که نیست ...!!!

از من چه مانده است به غیر از پری که نیست ...!!!

پر پر زدم بخاطرِ افسونگری که نیست

از من چه مانده است در این نیمه های شب

جز شعله های مخفی و خاکستری که نیست

احساس می کنم که من از دست رفته ام

چون شاه دلسپرده به یک لشکری که نیست

در زیر چکمه های مغول مانده ام هنوز

پابند خاطرات ِخوشِ کشوری که نیست

باید کدام سمت زمین جستجو کنم

آوازه های کشور پهناوری که نیست

با فال خواجه حافظ شیراز روزو شب

دل می دهم به عافیت ِباوری که نیست

دلگیرم از هوای مه آلود بندرت .....

افتاده از صرافت ِتو لنگری که نیست

حالا که روبروی خودم ایستاده ام

زل می زنم دوباره به سمت دری که نیست .....
دیدگاه ها (۱)

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

پارت ۶

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

صدای موسیقی توی گوشم می‌پیچید.نگاه‌های کنجکاوِ مهمون‌ها کلاف...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

p7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط