{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از روزهای چهل سالگی ات

یکی از روزهای چهل سالگی ات
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای آلبوم عکس های
عکس دختری مو مشکی را پیدا ممیکنی
زندگی برای چند لحظه متوقف میشود
و قبض های برق و آب برایت بی اهمیت
تازه میفهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
او را
در هیاهوی زندگی جا گذاشتی!
دیدگاه ها (۱)

نگذار جانمنگذار هر کس که آمد و ماندنی نشدتو را؛دلت راصداقتت ...

چه پیراهن قشنگی پشت ویترین بودکه کس دیگری بایدبرای کس دیگری ...

تو فیزیک خونده بودیم بار مثبت بشدت تمایل به جذب بار منفی دار...

می‌خواهم مثل تو باشم، یعنی زندگی‌ام را بکنم و دورادور دوستت ...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:3با...

جدایی

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

یکی از روزهای چهل سالگی اتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

یکی از روزهای چهل سالگی اتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

یکی از روزهای چهل سالگی اتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

یکی از روزهای چهل سالگی اتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

یکی از روزهای چهل سالگی اتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

یکی از روزهای چهل سالگی اتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

یکی از روزهای چهل سالگی اتدر میان گیر و دار زندگی ملال آورتل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط