. .

. .
شب سوم محرم❤️ حضرت رقیه(س)❤️
.

سر به سرم نگذار من بابا ندارم
بال و پرم زخمیست حتی پا ندارم
جای کتک ها بر تنم خیلی سیاه است
از درد حتی در صدا آوا ندارم
حالا که پاهایم رفیق نیـمه راه است
نامرد نزن، من با کسی دعوا ندارم
از چشم هایم می توان فهمید راحت
دیگر به تن آن صورت زیبا ندارم
از بس که سیلی خورده ام این چند روزه
بابا برای ضربه هاشان جا ندارم
از شدت افتادنم از روی ناقه
حالا برای زنده ماندن نا ندارم
#گوشواره هایم را پدر یادت می آید؟
یادش بخیر، میبینی آن ها را ندارم؟
چشم تو روشن پهلوی من را شکستند
دیگر نگویی ارثی از #زهرا ندارم ؟
اصلا تمام این کبودی ها فدایت
من مشکلم این است که #بابا ندارم...
.
اللهم الرزقنا حرم الحسین بحق رقیه بنت الحسین
.
.
.
:'( :'(
دیدگاه ها (۴)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش اول_شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را ...

چند پارتی

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

Eleven

ادامه سناریو

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۶ | «هدفِ نقشه» ...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط