مثل گیر کردن چرخ اتوبوس مسافر بری 

مثل گیر کردن چرخ اتوبوس مسافر بری 
در برف و بوران بهمن ماه..
جدال یک موی فر با شانه ی سر..
و آغوش سخت دو لیوان در هم..
و یا
مثل وصال ابدی غروب جمعه و دلگیری..
گیر کرده است دلم..
به انحنای باریک لبخند "تو"
تا میتوانی برایم لبخند بزن
من در مرکزی ترین نقطه ی عاشقی گیر کرده ام...❤
دیدگاه ها (۸)

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

⚖️🖤 وکیل من 🖤⚖️پارت ۶ — موکلی که اعصاب وکیلش را خرد می‌کرد! ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

|. ❄️'||' #آقامونه .|.. ⌠‌ مثل گیر ڪردنِ❢ چرخِ اٺوبوس مُس...

شعرم به وزن دل دادن برای توبا قالب چشمان گیرایتدر تیک تاک سا...

my dad

بازی خطرناکپارت : ۳۴ خورشید کم‌کم پشت ساختمان‌های بلند سئول ...

مثلا رد شده باشیم از این روزهای دلهره و آشوب و سردرگمی و شب ...

ذوالفقار شریعت

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط