گفتی كه : می بوسم تو را گفتم تمنا می كنم

گفتی كه : می بوسم تو را گفتم تمنا می كنم

گفتی كه : گر بیند كسی ؟ گفتم كه : حاشا می كنم


گفتی: ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در ؟

گفتم كه : با افسونگری ، او را ز سر وا می كنم


گفتی كه : تلخی های من گر ناگوار افتد مرا

گفتم كه: با نوش لبم ،آنرا گوارا می كنم


گفتی : چه می بینی بگو در چشم چون آیینه ام ؟

گفتم كه : من خود را در او عریان تماشا می كنم


گفتی كه : از بی طاقتی ،دل قصد یغما می كند

گفتم كه : با یغماگران ، باری مدارا می كنم


گفتی كه : پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم كه : ارزان تر از این من با تو سودا می كنم


گفتی : اگر از كوی خود ، روزی تو را گویم برو؟

گفتم كه: صد سال دگر امروز و فردا میكنم


گفتی :ا گر از پای خود، زنجیر عشقت وا كنم

گفتم : ز تو دیوانه تر ، دانی كه پیدا می كنم
دیدگاه ها (۱)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

گفتی که : می بوسم تو راگفتم تمنا می کنمگفتی که : گر بیند کسی...

گفتی که : می بوسم تو را گفتم تمنا می کنمگفتی که : گر بیند کس...

گفتی که می بوسم تو را گفتم تمنا میکنم گفتی گر بیند کسی؟ گفتم...

گفتی که : می بوسم تو را گفتم تمنا می کنم گفتی که : گر بیند ک...

گفتا که می‌بوسم تو را، گفتم تمنا می‌کنمگفتا اگر بیند کسی، گف...

گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنمگفتی اگر بیند کسی، گف...

گفتی که گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم گفتی اگر ...

.گفتا که می‌بوسم تو را، گفتم تمنا می‌کنمگفتا اگر بیند کسی، گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط