{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم

*******
دیدگاه ها (۳)

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی شوی که ببینی چه می ...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه م...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌...

در وصل هم ، ز عشق تو ای گُل ، در آتشمعاشق نمی شوی ، که بب...

🌱🍒در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که ببینی چه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط