باران را در آغوش بگیر

باران را در آغوش بگیر
بے آنکہ نگران خیس شدن
لباس هایت باشے
بدون هیچ دلیلے
بهار را دوست بدار
زیر باران برقص و لبخند بزن
بگذار قطره هاے باران
رد پاے گذشتہ را
از پیاده روهاے زندگیت
پاک کند
مسیر تازه اے براے
قدم زدن انتخاب کن
با این بهار دوباره زنده شو
بار دیگر نفس بگیر
و تمام دلواپسے ها را
بہ زمستانے کہ گذشت بسپار...

شبتون زیبـــــــــــــــــا


♣@ℳ¡r esteghlali♣
دیدگاه ها (۱۶)

باران را در آغوش بگیربی آنکه نگران خیس شدن لباس هایت باشیبدو...

خودت را رها کن !بگذار غنچه های امید و آرامش در تو بشکفد ، آس...

به سه راهی تهران پارس که رسیدیم باران تازه تمام شده بود یک ب...

دوست داشتنت برای من شبیه نفس کشیدن است…بی‌آنکه از خودم بپرسم...

---فیکشن: «شبی که باران نمی‌ایستاد»باران آرام و بی‌وقفه روی ...

بخونید قشنگه؛- چهل و پنج دقیقه ای می شد که در آن سوز سرما ای...

- چهل و پنج دقیقه ای می شد که در آن سوز سرما ایستاده بود. زن...

- چهل و پنج دقیقه ای می شد که در آن سوز سرما ایستاده بود. زن...

- چهل و پنج دقیقه ای می شد که در آن سوز سرما ایستاده بود. زن...

زهرا رسول زاده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط