چشم فروبسته اگر وا کنی
چشم فروبسته اگر وا کنی
در تو بُود هر چه تمنا کنی
عافیت از غیر نصیب تو نیست
غیر تو ای خسته طبیب تونیست
همدم خود شو که حبیب خودی
چاره خود کن که طبیب خودی
غیر که غافل ز دل زار تست
بی خبر از مصلحت کار تست ..!!
بر حذر از مصلحت اندیش باش
مصلحت اندیش دل خویش باش
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
.....
ای شده نالان ز غمو رنج خویش
چند نداری خبر از گنج خویش..!!؟
گنج تو باشد دل آگاه تو
گوهر تو اشک سحرگاه تو
مایه امید مدان غیر را
کعبه حاجات مخوان دیر را
غیر ...ز دلخواه تو آگاه نیست
ز آنکه دلی را بدلی راه نیست
خواهش مرهم ز دل ریش کن
هر چه طلب می کنی از خویش کن...
در تو بُود هر چه تمنا کنی
عافیت از غیر نصیب تو نیست
غیر تو ای خسته طبیب تونیست
همدم خود شو که حبیب خودی
چاره خود کن که طبیب خودی
غیر که غافل ز دل زار تست
بی خبر از مصلحت کار تست ..!!
بر حذر از مصلحت اندیش باش
مصلحت اندیش دل خویش باش
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
.....
ای شده نالان ز غمو رنج خویش
چند نداری خبر از گنج خویش..!!؟
گنج تو باشد دل آگاه تو
گوهر تو اشک سحرگاه تو
مایه امید مدان غیر را
کعبه حاجات مخوان دیر را
غیر ...ز دلخواه تو آگاه نیست
ز آنکه دلی را بدلی راه نیست
خواهش مرهم ز دل ریش کن
هر چه طلب می کنی از خویش کن...
- ۲.۷k
- ۰۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط