ای عجب آن عهد و آن سوگند کو

ای عجب آن عهد و آن سوگند کو

وعده‌های آن لب چون قند کو

گر فراق بنده از بد بندگیست

چون تو با بد بد کنی پس فرق چیست

ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ

با طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ

ای جفای تو ز دولت خوب‌تر

و انتقام تو ز جان محبوب‌تر

نار تو اینست نورت چون بود

ماتم این، تا خود که سورت چون بود

از حلاوتها که دارد جور تو

وز لطافت کس نیابد غور تو

نالم و ترسم که او باور کند

وز کرم آن جور را کمتر کند

عاشقم بر قهر و بر لطفش بجد

بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
دیدگاه ها (۱)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۵**ویو آت**مرکز خرید مثل همیشه شل...

ای عجب آن عهد و آن سوگند کووعـــده‌های آن لب چون قند کوگر فـ...

یک گل میخک یک گل میخک کز اون یار افسونگرهدیه گرفتم هدیه گرفت...

مست تمام آمده است بر در من نیم شبآن بت خورشید روی و آن مه یا...

ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کندبر حسن شور انگیز ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط