{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شبی با یاد تو بدرود خواهم گفت و رفت

یک شبی با یاد تو بدرود خواهم گفت و رفت
خاطراتت را به جوی آب خواهم گفت و رفت
در فرار شعرهایم یک شبی خواهم نشست
آخرین اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت
با خیالت بر دیار قصه ها رفتم ولی
قبل رفتن قصه ام را با تو خواهم گفت و رفت
من ندانستم بگویم عاشق چشمان پر مهر توام
یک شبی در خواب تو این جمله خواهم گفت و رفت
شعله های عشق من هر دم زبانه می کشد از هجر تو
بر دل دیوانه ام خاموش خواهم گفت و رفت.
دیدگاه ها (۳)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

یک شبی با یاد تو بدرودخواهم گفت و رفت خاطراتت را به جوی آب خ...

گنه کردم گناهی پر ز لذت <کنار پیکری لرزان و مدهوشخداوندا چه ...

بغلت گریه ی خاموش چه حالی داردغزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد...

بانوی شرقی! ای ضربان ترانه ها ای نبض گرم تو تپش عاشقانه ها ا...

در منی و اینهمه ز من جدابا منی و دیده ات به سوی غیربهر من نم...

تو گلشن عشقی و صفای گل و گلزارمن آتش بی باکیِ غم رخنه به نیز...

روز و شب بر سر کوی تو نشینم به گدایی در عبور از من و جانم ؛ ...

خواب شیشه ایی:@khabshisheiتو گلشن عشقی و صفای گل و گلزارمن آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط