{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک چقدر خوشگل ترشدی

کوک چقدر خوشگل ترشدی

جیمین دلت برامون تنگ نشده بود

بچه ها ات اینجا بلند شده و داره رو به عقب میره کوک و جیمینم دارن میرن نزدیکش

ات ب ب ب بخ خ شیید

کوک عاه دیگه دیره بیبی

جیمین چرا فرار میکنی

ات ته تهیونگگ

ته فقط دردش نگیره من میرم بالا

کوک اوکی

جیمین خوب خانوم کوچولووو

(بچه ها اسماتش رو هرکیخواست بگه فقط وای نسین سه سال بعد بگید زود بگید که بفرستم..........)

پرش زمانی به شب ات از شدت درد فقط گریه میکنه پسرا تم پاینن.

ات ویو

داشتم از درد مینردم اونا بازم بزور این کار رو باهام کردن اونا حق نداشتن این کار رو باهام بکنن هق هق مدام دارم گریه میکنممم
دیدگاه ها (۱۶)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شاگرد لوس من

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۰ | چیزی که ته دی...

وقتی بهت خیانت کرد

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط