{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادم به شدت تنهایی هستم و می دانم تمام نیروی نوشتن را از ا

ادم به شدت تنهایی هستم و می دانم تمام نیروی نوشتن را از این تنهایی می گیرم .
هر زنی روزی به دو زانو می نشیند و در بهترین حالت قبل از افتادن روی همان دو زانو می میرد . مرگی تسلیم ناپذیر و سرشار از مقاومت
چند نفر از شما حاضرید فقط به بهای نوشتن تسلیم این درد شوید . تسلیم سکوتی دیوانه وار که تک تک سلولهای شما را از ان خود می کند.و در خلوت ترین اتاق .... اتاقی که حتی از بودن خود تان هم خالیست در حالی که گوشه تخت به دو زانو نشسته اید
در حجمی که دیوانه ای را به طناب می بندند تا عمیق ترین نقطه حلقش به شما می خندد
در ادای این کلمات چقدر از من را شما می فهمید ...چقدر ..چقدر ...چقدر
با شمایم ....با شمایی که خیال می کنید من برای خوشامد مردی اینطور عاجزانه می نویسم
کاش یک بند از درد درون من را فقط به درازای یک اذان می چشیدید
مرده باد من اگر تمام عرض صحرای سینا را پا برهنه نمی دویدید...
@nimapaydar
دیدگاه ها (۲)

باورم نمی‌شودنباشی‌نیایینمانیبروییا اگر می‌رویدوباره بر نگرد...

ﻭﻗﺘﯽﯾﻪ ﻓﮑﺮیه عطرﯾﻪ ﺣﺮﻑﯾﻪ ﺍﺳﻢﯾﻪ ﺁﻫﻨﮓﯾﻪ ﺣﺮﮐﺖﯾﻪ ﻋﮑﺲﯾﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩﻣﯿﺘﻮ...

از وقتی کم طاقتیِ مردم را پشت چراغ قرمز دیدمفهمیدممیل به رفت...

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺴﺎﻃﺶ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐُﻨﺪ، ﺑﺮﻭﺩ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺩﺵ، ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۰: لجبازیِ مرگباردو روز… یا شاید ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

جهان، سال‌هاست که ترازوی عادلی برای سنجشِ روح‌های بزرگ نبوده...

من بلدم پاییز باشد

من بلدم پاییز باشد و تنهایی تمام خیابان را صفحه صفحه ورق بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط