امروزکه از لرزش این خاک رمیدم

امروزکه از لرزش این خاک رمیدم
کاشانه به تنگ آمد از لانه پریدم

ای باعث لرزیدن قلبم حرم تو
از زلزله تاصحن تو با اشک دویدم ..


واسم دعاکنید
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

رمان عشق ممنوع

سناریو چیفویو پارت ۱

#عشق_ممنوعه_شب پارت سوم | ترس ناگهانی یونگی قلبم یک‌دفعه فرو...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 14#لینو #فیکشنلونا گوشی را محکم در ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت پانزدهم — صدای داخل سایرسدرِ اتاق ۰۷ با صدای بلندی قفل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط