{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردهاي من جامه نيستند تا ز تن دراورم

دردهاي من جامه نيستند تا ز تن دراورم
چامه و چکامه نيستند تا به رشته سخن دراورم
نعره نيستند تا ز ناي جان براورم
دردهاي من نگفتني است،دردهاي من نهفتني است
دردهاي من گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست
درد مردم زمانه است
مردمي که کفشهايشان درد ميکند
مردمي که چين پوستينشان
مردمي که رنگ روي استينشان
مردمي که نامهايشان
جلوه ي کهنه ي شناسنامه هايشان
درد ميکند
من ولي تمام استخوان بودنم
لحظه هاي ساده سرودنم
درد ميکند
****
اغناي روح من ،شانه هاي خسته غرور من
تکيه گاه بي پناهي دلم شکسته است
کتف گريه هاب بي بهانه ام، بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
****
دردهاي پوستي کجا،دردهاي دوستي کجا
اين سماجت عجيب،پافشاري شگفت دردهاست
دردهاي اشنا،دردهاي بوي عشق،دردهاي خانگي
دردهاي کهنه لجوج
اولين قلم،حرف درد را در دلم نوشته است
دست سرنوشت،خون درد را با گِلم سرشته است
پس چگونه اين سرشت ناگزير خويش را رها کنم؟
درد رنگ و بوي غنچه دل است پس چگونه من
رنگ و بوي غنچه را ز برگ هاي تو به توي ان جدا کنم؟
دفتر مرا ،دست درد ميزند ورق
شعر تازه ي مرا درد گفته است ،درد هم شنفته است
پس در اين ميانه از چه حرف نيست
درد،نام ديگر من است
من چگونه خويش را صدا کنم؟
من چگونه خويش را صدا کنم؟
دیدگاه ها (۱۰)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

این شعر زیبای جناب قیصر امین پور رو با صدای استاد عبدالجبارک...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽¹:¹🕊از ز...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

حماسی

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

دردهاے منجامہ نیستندتا ز تن در آورمچامہ و چکامہ نیستندتا بہ ...

دردهاے من جامہ نیستندتا ز تن در آورم چامہ و چکامہ نیستندتا ب...

دردهای من نگفتنی ست...دردهای من نهفتنی ست....دردهای من گرچه ...

درد های من جامه نیستند تا ز تن درآورم " چامه و چکامه " نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط