تازه عادت کرده بودم به حضور گرم دستات،
تازه عادت کرده بودم به حضور گرم دستات،
خواب خوب میدیدم هر وقت میفتادم یاد حرفات،
چطوری از دلت اومد بریزه رو سرم آوار،
که خراب شه سقف این دل وقتی که گفتی خدانگهدار،
فک کنم دوباره باید با خیالت سرکنم تا عمر این قلب شکسته نشه محتاج نفسهات،
باخودت اینو نگفتی ک نباشی سرده خونه،
این اتاق سوتو کورم مثل یک زندان میمونه،
جلویه راتو نبستم اخه عشــــــــــق زوری نمیشه،
رفتی امًــــــــــا باشه یادت،یادتم واسه همیشه.
فک کنم دوباره باید با خیالت سر کنم تا عمر این قلب شکسته نشه محتاج نفســــــــــهات
خواب خوب میدیدم هر وقت میفتادم یاد حرفات،
چطوری از دلت اومد بریزه رو سرم آوار،
که خراب شه سقف این دل وقتی که گفتی خدانگهدار،
فک کنم دوباره باید با خیالت سرکنم تا عمر این قلب شکسته نشه محتاج نفسهات،
باخودت اینو نگفتی ک نباشی سرده خونه،
این اتاق سوتو کورم مثل یک زندان میمونه،
جلویه راتو نبستم اخه عشــــــــــق زوری نمیشه،
رفتی امًــــــــــا باشه یادت،یادتم واسه همیشه.
فک کنم دوباره باید با خیالت سر کنم تا عمر این قلب شکسته نشه محتاج نفســــــــــهات
- ۶.۳k
- ۲۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط