سلامتیه روزی که بهت خبر بدن امروز تشییع جنازشه و توهم جا

سلامتیه روزی که بهت خبر بدن امروز تشییع جنازشه و توهم جا بخوری...
بیای ببینی تنم رو سنگ غسال خونه هست...!
میگی پاشو شوخی کردم باهات...!
بابا هرچی که تو بگی، باشه؟!
نکن این کارا رو...!
تو که میدونی من از این شوخیا بدم میاد...!
اما ببینی دارن میشورنم و منم تکون نمیخورم....!!!
ببینی کفنو میپیچن دورم...!
میگی دروغه...!
داری شوخی میکنی...!
اما بیای سرخاکم ببینی گذاشتنم تو قبرم...!
میگی پاشو دیوونه...
باشه هرچی تو بخوای؟!
اما رو صورتمو باز میکنن...!
چشام بستن...!
سنگو میذارن روم...!
خاک میریزن، داد میزنی اون زندس دیوونه ها...!
داره شوخی میکنه...!
نریزید خاک روش...!
اما یکی نیست که بیاد دستشو بگیره و بگه...!
اون روزی که بهت نیاز داشت، کجا بودی...!
نه شوخی نیست...!
واقعیته...
آره واقعیت...!
بزنی زیر گریه، اما حیف که خیلی دیره...
دیدگاه ها (۲)

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت ۲۴دو روز بعد رونا(خدمتکار ):بفرمایید غذاتون یونا:نمیخور...

«سناریو بلولاک» موضوع: به عنوان پارتنر! ایساگی: بچه مظلومه ه...

انتقام یا عشق

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

بابابزرگ برگشت سمته لیام و گفت & : نوبت تو هم میرسه جئون لیا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

پارت یک رمان جدید ( هنوز اسم نداره 🤣 )

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط