{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبر

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبر
من که تی پا خورده ی عشقم , چه می خواهی دگر

پیش تو هر روز مثل شاخه ی خشک انار
خرد شد احساس من حتی کمی هم بیشتر

شیشه را نشکن گناهش پای سنگی می زنند
که ندارد ذره ای سر رشته در کار بشر

آنقدر افتاده ام از چشمهایت رحم کن
من ندارم تاب توفانی چنین آسیمه سر

عشق می خواهم بلندم کن , نگاهم کن عزیز
من خودم دیوانه ام اما پر از خون جگر
دیدگاه ها (۱)

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺯ ﭘﯿﻤﺎﻧﻪ ﻧﻨﻮﺷﯿﺪ ، ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﻨﻮﺷﺪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺍﺭ ﻣﻘﺎ...

...

...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبرمن که تی پا خورده ی عشقم...

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبرمن که تی پا خورده ی عشقم...

تو رشد خواهی کرد...از همونجا ی که شکسته ایفقط ای کاش اونی که...

ای عشق گره باز کن و جور دگر باش در دلکده ی جنون بی پا و سر ...

زلف بر باده مده تا ندهی بر بادم******ناز بنیاد نکن تا نکنی ب...

باغ شعرم را بهار تو معطر مى کنداين غزل را عشق بازى با تو محش...

زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم           ناز بنیاد مکن تا ...

زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم....‌............ ناز بنیاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط