{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبر

هر چه می خواهی بزن بر جان احساسم تبر
من که تی پا خورده ی عشقم , چه می خواهی دگر

پیش تو هر روز مثل شاخه ی خشک انار
خرد شد احساس من حتی کمی هم بیشتر

شیشه را نشکن گناهش پای سنگی می زنند
که ندارد ذره ای سر رشته در کار بشر

آنقدر افتاده ام از چشمهایت رحم کن
من ندارم تاب توفانی چنین آسیمه سر

عشق می خواهم بلندم کن , نگاهم کن عزیز
من خودم دیوانه ام اما پر از خون جگر
دیدگاه ها (۴)

عاقبت عاشق شدم، تقصیردریا بود و تو موجهای قلب من تعبیر دریا ...

کمی آهسته تر دنیا ،به شلاق تو در بندم....دگر هرگز به روی تو،...

خاک نشین ره میخانه امخانه خراب دل دیوانه ام زان که...

آوا با هق‌هقی که سینه‌اش را می‌درید دست‌های آهنین جونگکوک را...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط