آخر من کجا خبر داشتم

آخر من کجا خبر داشتم
یک تو قرار است از آسمان و زمین
سر و کله اش وسط زندگی‌ام
پیدا بشود و بشود جان من ؟
تو آمدی و نگاهت ، صدایت ،
دستانت ، شده‌اند تمام من
تو آمدی و من میان بودن تو
گم شده‌ام و ای‌ کاش که دیگر
پیدا نشوم . تو آمدی و شده‌ای
جان من و کیست که نداند
آدم فقط یک جان دارد ؟❤ ️🍃

#سیما_امیرخانی
دیدگاه ها (۱۳)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

فراتر از خویش

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

زندگی دوباره

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.10ا.ت:چی ×نشنیدی مگه کری گفت دوست ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

عاشقانه های شبنم

از فاطمیه می‌توان قصه ای ساخت به نام : تنهایے علے ‘:)💔یازهــ...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط