{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود از برایت دوستی اینجا نبود

نوبهار عمر را دیدی چه شد زندگی را هیچ فهمیدی چه شد

دیدی ای دل دوستیها بی بهاست کمترین چیزیکه می یابی وفاست

ای دل اینجا باید از خود گم شوی عاقبت هم رنگ این مردم شوی...
دیدگاه ها (۱)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پرنسس ناخواسته

My lovely neighbor part : 79

جادویی به نام عشق

My lovely neighbor part : 71

رمان آغوشی از جنس خطر پارت یازدهم ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط