{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🥀 چه زود گذشت…🖤🖤

🥀 چه زود گذشت…🖤🖤
‌
همه‌چیز مثل نسیمی رد شد؛ آرام، اما آن‌قدر سریع که وقتی برگشتیم نگاه کنیم، دیدیم جای قدم‌هایش دیگر پیدا نیست؛ فقط ما مانده‌ایم و حسی که نمی‌دانیم اسمش دلتنگی است یا ناباوری… اما هرچه بود، در دل‌مان ماند؛ همان‌قدر کوتاه، همان‌قدر عمیق.
‌
تو مهم بود بمانی کـه نماندی رفتی
جان که باید برود سفت به من چسبیده !🖤
‌
🌷 #بعثت_خون
🌷 #رهبر_شهید
دیدگاه ها (۲)

007-آلما ویسکی - پارت ۴۱

Between Sleep and Breath

مافیای من — قسمت ۱۸چیزی بیشتر از یک رازمرد روبه‌روی جونگکوک ...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

......//برده ی زیبا//......

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

فیک تهکوک ((وارث زار))

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_32فصل پانزدهم |...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط