”آقامون”

”آقامون”

شاکی شده…

گفته دیگه حق ندارم تو…

ویسگون و.....


کنار شما عزیزام باشم ….

دلم براتون تنگ میشه

جای منو خالی کنید تو نبودم.

بالاخره مرد دیگه, غیرت داره,حساسه.

.

لطفا تو این چند دقیقه ای که دارم میرم با دمپایی ابری بکوبم تو دهنشو برگردم

جایی نرید ….
دیدگاه ها (۵)

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

رفتار سرد

(وقتی روت حساس بود و...)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش هم...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ «یعنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط