عجب بن بست زیبایی،من و دل مانده ایم و تو
عجب بن بست زیبایی،من و دل مانده ایم و تو
شده امشب تماشائی،من و دل مانده ایم و تو
گمانم شور باران است،رسیده پشت پلک من
دراین باران رویایی،من و دل مانده ایم و تو
بهار آرزوهــــایم، میان باغ دل افتاد
صدا میزد به رسوائی،من و دل مانده ایم و تو
دگر انگار با یادت، میان جمع تنهایم
امان از دردِ تنهایی،من و دل مانده ایم وتو
بیابان غریبی شد، زهجرانت گلستان ها
به جزگلهای صحرایی،من و دل مانده ایم و تو
ترک های کویرِدل، نشسته روی پیشانی
عجب تقدیر غوغایی، من و دل مانده ایم و تو....
شده امشب تماشائی،من و دل مانده ایم و تو
گمانم شور باران است،رسیده پشت پلک من
دراین باران رویایی،من و دل مانده ایم و تو
بهار آرزوهــــایم، میان باغ دل افتاد
صدا میزد به رسوائی،من و دل مانده ایم و تو
دگر انگار با یادت، میان جمع تنهایم
امان از دردِ تنهایی،من و دل مانده ایم وتو
بیابان غریبی شد، زهجرانت گلستان ها
به جزگلهای صحرایی،من و دل مانده ایم و تو
ترک های کویرِدل، نشسته روی پیشانی
عجب تقدیر غوغایی، من و دل مانده ایم و تو....
- ۲.۱k
- ۱۶ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط