{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغض چندین ساله ی ما باز شد

بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یا علی گفتیم و دریا خنده کرد
عشق ما را باز هم شرمنده کرد
یا علی گفتیم و گلها وا شدند
عشق آمد قطره‌ها دریا شدند
یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم
مست از آن دستی که می‌دانی شدیم
یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت
کوفه در تزویر خود پایان گرفت
کوفه یعنی دستهای ناتنی
کوفه یعنی مردهای منحنی
کوفه یعنی مرد آری مرد نیست
یا اگر هم هست صاحب درد نیست
عده ای رندان بازاری شدند
عده ای رسوایی جاری شدند
آن همه دستی که در شب طی شدند
ابن ملجم‌های پی در پی شدند……..
از سکوت و گریه سرشارم علی
تا همیشه دوستت دارم علی
دیدگاه ها (۱۱)

پیوند خون و اختیارپارت ۴ | خیانت نزدیک‌تر از همیشهسه روز از ...

آریانا هنوز به پرونده خیره شده بود.روی صفحه‌ی اول، فقط یک اس...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۹ پارتهنوز صدای اسممون توی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۳ | تا دیدار بعدی.. صبح روز بعد، شرکت دو...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط